شعر ازدوستی بنام مینا:

بازامشب غزلی کنج دلم زندانیست

آسمان شب بی حوصله ام طوفانیست

هیچ کس تلخی لبخند مرادرک نکرد

گریه های دل دیوانه من پنهانیست

***************************

بازباران بی ترانه 

گریه های بی بهانه

میخوردبرسقف قلبم

یادم آرد روی ماهت

باورت شایدنباشد

که دلم تنگ است برایت

*************************** 

سینه ام یک دفترتاخورده است

واژه هایش خیس وسرد ومرده است

من نمیگویم ولی انصاف نیست

دوریت گویی دلم را برده است.

/ 0 نظر / 18 بازدید